احمد بن محمد ميبدى

553

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

48 - وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ . اين سخن يادگار پرهيزكاران است . 49 - وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ . و ما مىدانيم كه از شما دروغ‌زن‌گيرانند به اين سخن ! 50 - وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكافِرِينَ . و اين پيغام براى كافران حسرت پشيمانى است كه نپذيرفته . 51 - وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ . و اينكه آن سخن و آن پيغام راست است به درستى . 52 - فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ . پس به پاكى ياد كن خداى بزرگ را ( اى محمّد ) . تفسير ادبى و عرفانى سوره 69 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ نام خدا راحت روح است و شفاى دل زخمدار . اندر همه عمر من ، شبى وقت صبوح * آمد بَرِ من ، خيال آن راحت روح پرسيد ز من كه : چون شدى اى مجروح ؟ * گفتم كه : ز عشق تو همين بود فتوح پير طريقت گفت : خدايا ، به نشانت بينندگانيم ، به نامت زندگانيم ، به فضلت شادانيم ، به مهرت نازانيم ، از جام مهر تو مست مائيم ، صيد عشق تو در دام مائيم . زنجير مُعَنبر تو دام دل ما است * عنبر ز نسيم او غلام دل ما است در عشق تو چون خطى بنام دل ما است * گوئى كه همه جهان به كام دل ما است سوره 69 آيه 1 1 - الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ . رستاخيز چه گوئيم كه چيست ؟ آن رستاخيز حق است و بودنى ، راست است و افتادنى ، هركس برسد به آنچه سزاى او است و پاداش گيرد از نيك و بد كه در جريدهء او است ! بزرگان دين گفته‌اند : قيامت دو تا است ، يكى امروز و ديگرى فردا ، امروز مرگ است كه در هركس خبر است كه هركس مرد رستاخيز او به پا مىشود و هركس به اين قيامت يقين دارد هميشه در هول و هراس مرگ است ! و همواره از نهيب آن سوخته و گداخته باشد ! و پيوسته در تهيهء برگ راه و ساز آن سفر است . نيز بزرگان دين گفته‌اند : آدمى از دو حال بيرون نيست يا مانند ستورى است در تويله ( استبل ) باز داشته يا بر مثال مرغى در زندان قفس كرده ! آن بيچاره كه مانند ستور است از مرگ مىترسد و مىلرزد ! داند كه چون او را بيرون برند در زير بار كشند ! و آن جوان مرد كه بر مثال مرغ است پيوسته در انتظار مرگ است ، زيرا مىداند كه همه شادى و راحت مرغ از شكستن قفس او است . چنان كه آن جوان مرد گفت : كى باشد ، كين قفس بپردازم * در باغ الهى آشيان سازم امّا قيامت فردا : روز برخاستن است كه خلق اولين و آخرين را در آنجا گرد آورند ، روزى بزرگ و كارى سخت و سياستى دشوار ! ايوان كبرياء بركشيده ! ميزان عدل در آويخته ، پل راه راستى بار كشيده ، فردوس جمال آراسته ، دوزخ هيبت برآشفته ، آن روز روزى است كه پرده‌ها بردارند و رازها آشكارا كنند و تاجهاى بازى و هزل به خاك اندازند و كلاههاى هوا و هوس فرونهند ، و پندارها از آب و خاك بيفشانند ، و پاداش نيك و بد در كنار نهند ، و اين كار از دو حال بيرون نيست ، يا بر بنده سلام كنند و نعمت سلامت اسلام بر او تمام نمايند و نامه به دست راست او دهند كه فرمود : فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ . يا اسير عذاب و غرام گردند و لذّتهاى روحانى بر او حرام كنند و نامهء كردار او را به دست چپ او